خرید بک لینک
439 --- تورنتو . 5 اسفند ۱۳۹۶/۰۶/۲۴ چهارشب مانده بود تا 5 اسفند . قرار بود دایی حسن و زن دایی مرضیه بیایند خانه عمومنوچهر تا وسیله بستن زهرا را کمک کنند و اسباب و اثاثیه اش را سریعتر ببندد . زهرا سه سال بزرگتر بود از من . زهرا که از وقتی عزیز مرده بود همه زری صدایش می زدند جز من. چون عزیز تا زنده بود می گفت اسمش حرمت دارد و باید درست صدایش زد . جز من . من زهرا ص

برچسب: تورنتو,اسفند, نویسنده: کیان عباسی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 14:43

440 --- چند خط برای قطب شمال ۱۳۹۶/۰۶/۳۰ بنا شد بنویسم . نه برای خودم . برای درخت . کاغذ دستم گرفتم . نوشتم : برای درخت .. سلام . خودکار . مداد . مدادرنگی . رنگی شدم . سبز شدم . شاخه دواندم . ریشه شدم . رفتم زیر خاک. خاک شدم . پاک شدم . آه شدم . آمدم روی درخت. صدای موزیکو کم کردم .پیرمرده بالای درخت داره پیانو می زنه . من درختم . دارم پیانو گوش می دم . یه کوه سفی

برچسب: نویسنده: کیان عباسی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 14:43

خانه | آرشيو | ايميلاین وبلاگ در این داستانک دوست عزیرم جواد سعیدی پور خلاصه می شود:در و دیوار را نگاه میکنم تا چیزی به نظرم بیاید بنویسم.ولی فقط می توانم بنویسم:در و دیوار...-------------------------------------شب امضا و سون آپ یادگار من است-------------------------------------محمد صالح اعلا می گوید:خداوندا آنکه رسید سکوت کردمن نرسیدهآشوب می کنم ...صادق هدایت جایی گفت :دیدار به قیامتما

برچسب: قهرمان, نویسنده: کیان عباسی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 22:11

صفحه بندی